بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
پدر
سایه ای بود و پناهی بود و نیست
شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست
سخت دلتنگم ، کسی چون من مباد
سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد
گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر
" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر
باورم شد ، این من ناباورم
:: بازدید از این مطلب : 708
|
امتیاز مطلب : 211
|
تعداد امتیازدهندگان : 64
|
مجموع امتیاز : 64